• وبلاگ : آه عاشقان
  • يادداشت : با غمت پيوسته شادم يا علي دستم بگير
  • نظرات : 0 خصوصي ، 27 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2      
     

    علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

    که به ما سوا فکندي همه سايه ي هما را

    دل اگر خدا شناسي همه در رخ ِ علي بين

    به علي شناختم من – به خدا قسم – خدا را

    مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

    به شرار ِ قهر سوزد همه جان ِ ما سوا را

    برو اي گداي مسکين در خانه ي علي زن

    که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

    به جز از علي که گويد به پسر که قاتل ِ من

    چو اسير توست اکنون به اسير کن مدارا ؟

    خانه زاد حق

    آن شب فضاى كعبه اذينى دگر داشت
    گوئى خم گيسوى شب چينى دگر داشت

    استاره ها بر گرد مه پروانه بودند
    چشم انتظار جلوه جانانه بودند

    ان شب غم از مرز ولايت دور شد دور
    ام القمرى را سينه همچون طور شد طور

    با يورشى ظلمت اسير نور گرديد
    چشم كج انديشان عالم كور گرديد

    آن شب زنى را، راز دلها با احد بود
    بيت احد خلوتگه بنت اسد بود

    بنت اسد در زير لب رازى مگو داشت
    در نيمه شب با احد اين گفتگو داشت

    ائينه دار راز او، اسرار شب بود
    وز شدت دردى نهان در تاب و تب بود

    غرق عرق گرديده بود از بار دارى<

    سلام داداش. خب . الحمدلله . گوش شيطون كر مشگل پارسي بلاگ حل شد و من تونستم بيام خونه داداشم براش پيام بذارم. ميدونم براي تبريك دير شده باشه . اما ميدونيد كه روايت هست هر روزي كه درآن گناه نكنينم عيده. بنابراين تبريك منو بپذيريد. داداش هر چقدر از زيبائي و محتوي بالاي متنتون بگم كم گفتم . راستش وقتي اولين بار اومدم خوندم خيلي منقلب شدم و حسابي گريه كردم. دلم براي غريبي مولامون سوخت . دلم براي اشگهايي كه آقا از بي وفايي شيعيان ميريزند سوخت و از اينكه چقدر فاصله هست بين دل و زبان ما كه به زبان مي گوئيم مولابيا و اما دل............ مامن هر چيز و هر كس هست جز عشق مولا. اونموقع دلم ميخواست براتون بنويسم . اما پارسي بلاگ مشگل داشت . الان هم بهتر از دفعه قبل نيستم اما ديگه اون حس زيبا بر نميگرده. ازشما برادر خوب التماس دعا دارم

    اندكي صبر سحر نزديك است ...


    ميلاد با سعادت مولي الموحدين، امام المتقين، اميرالمؤمنين، قطب العارفين، قائدالبرره و قاتل الكفره، اسدالله الغالب، علي بن ابي طالب عليه السلام مبارک باد


    اميدوارم اصل شعر همين باشه!

    زباني که بر ذکر وا مي شود
    ستايشگر مرتضي مي شود
    اگر بنده بيگانه شد با همه
    به عشق علي آشنا مي شود
    دل افتاد اگر بر کمند علي
    ز زنجير ذلت رها مي شود
    علي در حرم پا به دنيا نهاد
    ورا کعبه مولد سرا مي شود
    حيات علي خاطرات صفاست
    که گاهي مسرت فضا مي شود
    عمر بود و بوبکر و مولا علي
    که گاهي تقارن به جا مي شود
    علي در وسط آن دو همراه وي
    گل اندر ميان با صفا مي شود
    علي قامتي داشت کوته ولي
    بلندي به همت محيا شود
    عمر گفت با خنده يا مرتضي
    ببين خلق خيره به ما مي شود
    لناييم و تو نون ما بين ما
    که کوته نون لنا مي شود
    علي با تبسم بدادش جواب
    سخن يابن خطاب ادا مي شود
    يکي گفتي و حال بشنو يکي
    زبان در دهان گه بلا مي شود
    اگر من نباشم شما نيستيد
    که بي نون لنا شکل لا مي شود

    علي نون نور است و قاف قلم
    به نون و قلم حق ادا مي شود
    علي «باء» بسم ا... مصطف است
    از او کاخ ايمان بنا مي شود
    علي قامتش را به عباس داد
    که قد قامت کربلا مي شود

    التماس دعا
    يا علي جان مددي

    مولاي من! تو افتخار شيعه هستي
    کاش جماعت شيعه نيز افتخار تو بودند!

    هر كه از عشق تو ديوانه نشد عاقل نيست!

    + هنادي 
    سلام...خو شحالم كه به روز شدي برات ارزوي بهترين ها رو مي كنم...
     <      1   2